سهیلا وحدتی بنا
آيا کار کردن با زنان فعال دشوار است؟
به مناسبت مبارزه با خشونت رواني عليه زنان
برخي از مردان، و حتي زنان، شکوه مي کنند که زناني که در شغل خود به مديريت مي رسند، يا در امور اجتماعي يا سياسي يا اقتصادي فعال و نسبتا موفق هستند، آدم هاي "عوضي" هستند، کار کردن با آنها دشوار است، و "خشک" و "سرد" هستند، يا "سمج" و "جنگي" اند. آيا واقعا اين ايراد ها به زنان فعال وارد است؟برخي از مردان، و حتي زنان، شکوه مي کنند که زناني که در شغل خود به مديريت مي رسند، يا در امور اجتماعي يا سياسي يا اقتصادي فعال و نسبتا موفق هستند، آدم هاي “عوضي” هستند، کار کردن با آنها دشوار است، و “خشک” و “سرد” هستند، يا “سمج” و “جنگي” اند. آيا واقعا اين ايراد ها به زنان فعال وارد است؟ يا اينکه اين زنان مطابق توقعات مرسوم اطرافيان خود عمل نمي کنند و با کليشه هاي ذهني مربوط به “زن” همخواني ندارند؟ نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت اين است که شايد اين رفتاري که براي اين زنان مذموم است و به خاطر آن صفات ناشايست به آنها نسبت داده مي شود، فقط براي زن مذموم است، ولي براي مرد مي توانست شايسته باشد و به اطلاق صفات برازنده بينجامد؟
به عنوان مثال، فرض کنيد «ناهيد» زني است که در کار خود موفق است و به رتبه بالايي در محيط کار يا فعاليت اجتماعي يا سياسي ارتقاء پيدا کرده است. از آنجايي که در اجتماع، ارتقاء زنان نادر است، اکثريت افرادي که ناهيد را احاطه مي کنند، مرد هستند. و باز از آنجايي که حضور زنان در جامعه ما قدمت چنداني ندارد، اکثريت اين مرداني که ناهيد را احاطه کرده اند، يا هرگز در عمرشان زني را در اين رتبه و مقام نديده اند، يا به ندرت با چنين پديده اي از نزديک و در سطح همکار در امور مشترک روزمره روبرو بوده اند. اين مردان عادت به ديدن زني مانند ناهيد ندارد، ناهيد به سادگي فريب ژست دانايي مردان را نمي خورد، از آنان سوال مي کند و پاسخ مي خواهد، و با آنها به بحث مي پردازد و به يک بله يا خير قانع نمي شود. افزون بر اين، در نظرناهيد، جذابيت و مقبوليت زنانه اش در محيط کار اهميت درجه اول را ندارد، بلکه اهميت با کارش است. در حاليکه مردان اطراف ناهيد، هميشه با زناني از نزديک سرو کار داشته اند که يا در رده پايين تر بوده اند و حرف شنوي کامل داشته اند، يا رابطه خصوصي با آنها داشته اند و اين زنان در رابطه خصوصي با مرد، تلاش داشته اند که وجاهت زنانه شان را با آرايش و پيرايش و ظاهر زيبا و رفتار مقبول و خوشايند و تصديق دلپذير حرف ديگران به محيط بقبولانند. رفتار ناهيد مطابق آنچه که مردان از يک زن انتظار دارند، نيست! در مقايسه با زناني که اين مردان عادت به ديدنشان دارند، ناهيد “پررو” و “گستاخ” است که به خودش اجازه مي دهد از آنان در مورد کارشان پرسش نمايد و هيچ چيز را سربسته نمي پذيرد. اگر در مورد کار مشترک اختلافي پيش بيايد، ناهيد روي عقيده خودش ايستادگي مي نمايد و “سمج” و “يکدنده” خوانده مي شود. اگر در راه اثبات عقيده خودش فعالانه تلاش کند و از نظر شخصيت فردي و قابليت کاري توان آن را داشته باشد که در مقابل ديگران بايستد و براي اثبات عقيده خود پافشاري کند، “مخل کار” و “جنگي” خوانده مي شود.
حال اگر به جاي ناهيد، مردي در عين همين موقعيت قرار مي گرفت، چه مي شد؟ فرض کنيد اسم اين مرد، نادر مي بود. آنوقت نادر به جاي اينکه پررو و گستاخ خوانده شود، “با شهامت” خوانده مي شد. به جاي سمج و يک دنده و لجوج، صفت “پيگير” و “داراي پشتکار” را مي گرفت، و اگر نادر براي اثبات عقيده خود پافشاري مي کرد، “مصمم” و “داراي اعتماد به نفس” و “با عرضه!” خوانده مي شد.
بنابراين زني همچون ناهيد نه تنها بايد روي موضوع کار و فعاليت خود تمرکز داشته باشد، بلکه بايد در ميدان جنگ رواني که همکاران مرد براي وي فراهم مي آورند حواسش جمع باشد، از ميدان به در نرود، اعتماد به نفس خود را حفظ کند، و به کار خود ادامه دهد ... باشد که در دراز مدت همکاران او استفاده از صفت “باعرضه” براي زن را هم بپذيرند.
Next entry: صلح زن است و مادر
Previous entry: بازتاب جنبش زنان در ايران امروز