سهیلا وحدتی بنا

دفترچه ای برای صدا و سیما

تلویزیون فراگیرترین رسانه عمومی است و نقش بسیار مهم و موثری در آموزش فرهنگ اجتماعی به عهده دارد. بند دوم ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می دارد که "هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبه‌ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر وآزادی‌های اساسی باشد."

آقای شهاب اسفندیاری، مدیر گروه فیلم و سریال شبکه تهران، یک روز قبل از تظاهرات اعتراضی زنان به سریال «بانویی دیگر»، طی تماسی با ایسنا از این اعتراض زنان ابراز تعجب کرده و گفته است که “پرداختن سينما و تلويزيون به مسايل و شخصيت‌هاي مختلف اجتماعي چيزي گريزناپذير است و اگر قرار باشد هر صنفي مدعي باشد كه فقط به همان شكل شيوه و قالب مطلوبي كه نظر خودش هست به آن صنف پرداخته شود در واقع همان بلايي سر سينما و تلويزيون مي‌آيد كه قبل از انقلاب بر سرفيلم‌هاي ايراني مي‌آمد، چراكه در سينماي قبل از انقلاب صرفا دو شخصيت لات‌ها و زنان خياباني بودند كه تشكل صنفي نداشتند بنابراين فيلمسازان براي كم‌دردسر بودند فقط سراغ اين دو قشر مي‌رفتند… برخي به گونه‌اي دارند برخورد مي‌كنند كه بعيد نيست تا مدتي ديگر بخواهند دفترچه‌اي بدهند و مختصات و ويژگي‌هاي زن مطلوب و الگوي مورد نظر را به همراه چند تصوير به صدا و سيما ارايه كنند و بخواهند كه فقط در اين قالب به شخصيت يك زن پرداخته شود."*

مایلم خدمت آقای اسفندیاری عرض کنم که این صنفی که از “شکل شیوه و قالب مطلوبی که نظر خودش هست” صحبت می کند، صنف زنان است که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهد و اعتراض این صنف به این نیست که چرا به سراغ این صنف رفته اید، بلکه به این است که چرا به ستیز با این صنف رفته اید. 

و نکته مهم تر که باید خدمت آقای اسفندیاری عرض شود این است که اتفاقا چنین دفترچه ای وجود دارد که “وِيژگی های زن مطلوب و الگوی مورد نظر را” به شما ارائه می نماید. این دفترچه در واقع دو سند اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان می باشد.

ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر درباره “حیثیت و کرامت و حقوق” انسان ها بیان می دارد که “تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند.” سریال تلویزیونی که زن را در قالب های کلیشه ای سنت های عقب مانده و واپس گرا برای ارضای تمایلات جنسی مرد و تولید فرزند برای مرد(!) نمایش می دهد، توهین به حیثیت و کرامت و حقوق زنان است. اگر این سریال ها فقط بخشی از برنامه های تلویزیون بود و در کنار آن زنان در نقش انسانهایی پیشرو، آگاه، فعال و توانا و با حقوق برابر در مقابل مردان تصویر می شدند، شاید می توانستیم بگوییم که برنامه های تلویزیون طیف گسترده ای از زنان را در نقش های گوناگون در جامعه ما به تصویر می کشد. اما وقتی که تنها نمایش از زنان، حتی وقتی که روشنفکرند، چنان است که گویا والاترین ارزش زن فداکاری برای شوهر است، مادر شدن است، بچه زاییدن است، و خود او هیچ ارزش انسانی بدون شوهر و بچه ندارد، و اگر بچه نیاورد زن کامل نیست و به شوهرش حق می دهد که زنی دیگر اختیار کند، این تصویری از تنزل شخصیت انسانی زن است که تابعی از شخصیت شوهرش می شود و بالاترین و والاترین وظیفه او، خوشبخت کردن شوهرش به قیمت فداکردن خودش می باشد. آیا اگر مرد عقیم بود، شوهر وی مرد دیگری برای زنش به خانه می آورد که زن بچه دار شود؟!

تلویزیون فراگیرترین رسانه عمومی است و نقش بسیار مهم و موثری در آموزش فرهنگ اجتماعی به عهده دارد. بند دوم ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می دارد که “هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبه‌ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر وآزادی‌های اساسی باشد.” و این در حالی است که هدف آموزش صدا وسیما نه شکوفایی همه جانبه شخصیت زن، بلکه سرکوب و تحقیر آن تا حد دستگاه جوجه کشی برای مرد است و هدف این رسانه متقاعد کردن زنان به قوانین زن ستیز حقوقی وتسلیم به شرایط نابرابر در خانواده است و محور آموزش را بر این نکته قرار داده که زنان روشنفکر، صبور و بردبارند! در مقابل تبعیض و زن ستیزی اعتراض نمی کنند، بلکه خاموش می پذیرند و به خواسته های شوهر خود تسلیم می شوند و اجر می گیرند و – به نحوی که در زندگی واقعی هرگز مصداق ندارد- خوشبخت می شوند!
کاش آقای اسفندیاری سری به دادگاه های خانواده بزند و حاصل این اجر را ببیند.

بخش اول از ماده پنجم در قسمت اول کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان چنین بیان می دارد: “دولتهاي عضو اقدامات مقتضي زير را به عمل خواهند آورد:
الف- اصلاح الگوهاي رفتاري اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان به منظور دستيابي به حذف تعصبات، عادات و ديگر عملکردها که بر پايه اعتقادي دون و زير دست قرار دادن يا برتري (يک جنس نسبت به جنس ديگر) يا نقش هاي کليشه اي براي مردان و زنان قرار دارد.”
دولت ایران پیوستن به این کنوانسیون را نپذیرفته است و صدا و سیما هم درست بر خلاف رهنمودهای کنوانسیون عمل کرده و به جای اینکه “اصلاح الگوهاي رفتاري اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان به منظور دستيابي به حذف تعصبات، عادات و ديگر عملکردها ...” را در سرلوحه هدف برنامه های خود قرار دهد، گویا بشدت در راه امر «تبلیغ الگوهای حفظ تعصبات، عادات تحقیر زن و عملکردهای بر پایه اعتقاد دون بودن و زیر دست قرار دادن زنان به عنوان ابزار جنسی مرد، و وسیله تولید مثل برای مرد” برنامه و سریال تلویزیونی می سازد.

آقای اسفندیاری می افزاید :” واقعا اگر اين گروه‌هاي طرفدار بانوان، مسئله ازدواج مجدد برايشان مهم است چرا اين واكنش را فقط نسبت به تلويزيون نشان مي‌دهند؟ چطور از سالها قبل كه بحث ازدواج مجدد، عشق‌هاي مثلثي و مربعي، زنان خياباني و .... بعضا به شكل‌هاي بسيار مبتذلي در سينما به نمايش درآمده، هيچ اعتراض از طرف اين تشكل‌ها نشده است.” باید به ایشان خاطر نشان کرد که کتاب ها و مقالات متعددی در اعتراض به سیستم حقوقی و قضائی زن ستیز در کشورما نوشته شده و طومارهای امضا بر علیه آن جمع آوری شده… اما اعتراضی به این صورت برپا نشده بوده زیرا که هیچ نهاد رسمی و غیر رسمی تاکنون در صدد تبلیغ برای مترقی جلوه دادن نابرابری و تبعیض علیه زنان، به این شکل جدی و برنامه ریزی شده و فراگیر، برنیامده است.  معضلات خانوادگی و بدبختی های اجتماعی و مشکلات جنسی و جنسیتی همه و همه در جامعه ما وجود دارد، اما همه به عنوان «مشکل» و «مسئله» روی آنها انگشت می گذارند، نه به عنوان رفتاری مقدس و با شکوه و قابل تقدیر و سرشار از احساس نیک و خوشایند برای همه، از جمله زن یا زنانی که در این میان قربانی می شوند!

حتی عنوان سریال «بانویی دیگر»است، و نه «هوو» یا «مرد دو زنه» یا «تختخواب سه نفره» و امثال آن. این نشان از برنامه ریزی تبلیغی صدا وسیما در راه تحریف مفاهیم دارد: واژه «بانو» در فرهنگ ما دارای بار مثبتی از همه صفات پسندیده یک زن شوهر دار است. حالا سریال «بانو»یی دیگر نمایش می دهد که چگونه یک «بانو»، یک زن دارای همه صفات پسندیده زنانه که شوهرش را دوست دارد، یک زن دیگر را که اتفاقا او همه دارای همه صفات پسندیده زنانه است، یعنی یک «بانو»ی دیگر، را بدون هیچگونه ناراحتی به خانه خود و شوهرش وارد می کند! اینها در این برنامه چهره واقعی زنان بدبختی را نمایش نمی دهند که از فقر اقتصادی و فرهنگی به چنین اجباری تن می دهند، بلکه زنانی با فرهنگ و باشعور و دارای توانایی های اجتماعی تصویر می شوند که با فهم و شعور و آگاهی و به میل خود چنین می کنند، تن به تبعیض جنسی و جنسیتی می دهند و تحقیر را می پذیرند و همه گونه از خودگذشتگی و فداکاری برای ارضای یک مرد را می پذیرند و چنین با شکوه در این نمایش تصویر می شوند، نه بدبخت! و اینگونه قلب مفاهیم از یک نهاد رسمی قبیح است و برای صدا و سیما خجالت آور است، و ما زنان و مردان ایرانی به این همه بی شرمی صدا و سیما اعتراض می کنیم.

*نقل از بخش خبر تارنمای زنان ایران

تعدادی از آخرین یادداشت ها