سهیلا وحدتی بنا

حرکت مدنی اعتراض به اعدام و سنگسار

سکینه محمدی آشتیانی در آستانه سنگسار است. محمدرضا حدادی که در ۱۵ سالگی فریب خورده و جرمی را به گردن گرفته، روز چهارشنبه قرار است اعدام شود. زینب جلالیان بدون داشتن وکیل در دادگاه به اعدام محکوم شده است. مرد جوانی به نام ابراهیم به اتهام لواط در تبریز محکوم به اعدام شده است. پرسشی که برای بسیاری از افرادی که با نگرانی این خبرها را می خوانند مطرح می شود، این است که ما برای نجات جان این افراد چه می توانیم بکنیم؟ ...

سکینه محمدی آشتیانی در آستانه سنگسار است. محمدرضا حدادی که در 15 سالگی فریب خورده و جرمی را به گردن گرفته، روز چهارشنبه قرار است اعدام شود. زینب جلالیان بدون داشتن وکیل در دادگاه به اعدام محکوم شده است. مرد جوانی به نام ابراهیم به اتهام لواط در تبریز محکوم به اعدام شده است. پرسشی که برای بسیاری از افرادی که با نگرانی این خبرها را می خوانند مطرح می شود، این است که ما برای نجات جان این افراد چه می توانیم بکنیم؟

طبیعی است که ما نمی توانیم منتظر بمانیم که آن دولت و یا حکومت عوض شود و اعدام ها کاهش یابد. ما به عنوان شهروندان ایرانی و به عنوان بخشی از جامعه مدنی مسئولیم که نقش موثر خود را ایفا کنیم. حال راهکارهای عملی که پیش پای ما وجود دارد چیست؟

در این زمینه شاید بتوانیم از راهکارهای موثری که سازمان های شناخته شده بین المللی مانند «عفو بین الملل» و «برابری اکنون» سالهاست استفاده می کنند، استفاده کنیم. این سازمانها در پی آگاهی یافتن از صدور حکم اعدام یا سنگسار، یک «فراخوان عمل» منتشر نموده و از همه اعضا و هواداران خود می خواهند که یک حرکت مدنی اعتراض آمیز نسبت به حکم صادر شده انجام دهند. بدین ترتیب که سازمان حقوق بشری از همگان دعوت می کند که اعتراض خود را به شیوه مدنی و با لحنی احترام آمیز به مقامات مسئول کشور انتقال دهند. در راستای ساده ساختن این کار برای عموم شهروندان، گاه یک متن پیشنهادی برای نامه در اختیار افراد قرار می دهند، و همچنین نام افراد مسئولی را که می توانند مخاطب نامه ی اعتراض به حکم باشند، به همراه عنوان و آدرس آنها به اطلاع افراد می رسانند.

تجربه ی این سازمانها نشان می دهد که این روش موفقیت آمیز بوده است.

اکنون خوشبختانه حساسیت عمومی نسبت به اعدام و سنگسار بشدت افزایش یافته و هر روز تعداد بیشتری خواهان مشارکت در عمل علیه اعدام و سنگسار و شکنجه هستند. شاید این شیوه مشارکت مدنی در مبارزه علیه اعدام الگوی خوبی برای عمل باشد که بتواند بتدریج گسترده شده و به یکی از پایه های اصلی حرکت مدنی علیه اعدام تبدیل شود.

وکیل های مدافع حقوق بشر که بصورت داوطلبانه برای دفاع از متهم و نجات جان او از اعدام و سنگسار وارد عمل می شوند، به نواقص و ایرادات حقوقی فاحش در پرونده اشاره می کنند که براساس آن می توانند از دادگستری ایران بخواهند که دادرسی مجدد انجام شود و یا متهم مورد عفو و بخشودگی قرار گیرد. پس درهمان سیستم حقوقی و قضائی ایران که حکم مرگ ناعادلانه صادر شده، هنوز راهی برای نجات جان متهم وجود دارد. ما نیز به عنوان شهروندان ایرانی از همین امکانات حقوقی که وکیل پرونده روی آنها انگشت گذاشته، می توانیم استفاده کنیم و از مقامات قضائی بخواهیم که روند دادرسی عادلانه را رعایت کنند، تعهدات حکومت را در مورد کنوانسیون حقوق کودک رعایت کنند، و با تماس های مکرر با مقامات مسئول فشار مدنی را به جایی برسانیم که مجبور شوند رعایت کامل قانون را در نظر بگیرند.

یکی دیگر از راههای فشار روی حکومت و مقامات قضائی برای توقف اجرای حکم اعدام یا سنگسار، فشار بین المللی است که از طریق مقامات سیاسی و بین المللی وارد می شود.

سازمان های حقوق بشری بین المللی از این شیوه ها نیز استفاده می کنند. این سازمانها با نهادهای سازمان ملل متحد و پارلمان اروپا نیز در تماس هستند و خبرهای موثق درباره ی اعدام و سنگسار را از طریق کانال های رسمی که طی سالها فعالیت خویش برقرار کرده اند، به این نهادها منتقل می کنند. نتیجه ی این کار، اعتراض های رسمی بین المللی است که در پیام های اعتراض رسمی یا تماس با مقامات رسمی ایران در اعتراض نسبت به عملکرد قضائی حکومت جمهوری اسلامی انجام می گیرد.

یکی از کنش های رایج در میان ایرانیان که در حال حاضر در مخالفت با اعدام و سنگسار می بینیم، جمع آوری امضا در پای نامه به آقای بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد است. ولی این کار هیچگونه تاثیری ندارد. زیرا اگر منظور خبررسانی است، اینکار از طریق کانال های معتبر انجام می شود. و تازه معلوم نیست که امضای اینترنتی عده ای که فاقد اعتبار هویتی است در پای متنی که بدون ارائه سند و مدرک و اعتبار خبری است، چه فایده ای دارد. بگذریم از اینکه گمان نمی رود آقای بان کی مون چشمش به هیچ یک از این متن های پتیشن اینترنتی بیافتد. و اگر هم متن معتبر باشد، امضاها هم با اسم و مشخصات و اعتبار تایید کننده هویت افراد باشد، و آقای بان کی مون هم آن را به دقت بخواند، باز همانطور که گفته شد این یک دوباره کاری است زیرا عفو بین الملل معمولا کانال خبررسانی سریع و مطمئنی است که کار را به موقع انجام می دهد. امیدوارم ما ایرانیان خارج از کشور در آینده نزدیک بتوانیم خود نهاد حقوق بشری مردمی معتبری بسازیم و بصورت مستقیم کانال های خبررسانی و ارتباطی با نهادهای بین المللی برقرار سازیم.

نمی گویم پتیشن هرگز فایده ندارد. گاهی فایده دارد و معمولا فایده ی آن، آگاه سازی و حساس سازی عموم مردم نسبت به یک مساله است که متن آن را بخوانند و با درج نام خود در پای آن متن، حمایت خود را از آن اعلام کنند. کمپین یک میلیون امضا از این شیوه استفاده می کند. پتیشن معمولا در حاشیه یک حرکت اعتراضی است، و یا یک اعتراض جمعی را در پی دارد. اما به این شیوه ای که رایج شده می بینیم که همین پتیشن نهایت اقدام اعتراضی است که به دست کسی هم نمی رسد و روی یک صفحه اینترنتی باقی می ماند.

نکته ی مهم اینجاست که متاسفانه نامه به بان کی مون و امضای پتیشن اینترنتی شاید تاثیر منفی هم داشته باشد زیرا که به ما این احساس آرامش را می دهد که کاری کرده و وظیفه خود را انجام داده ایم. و این احساس آرامش باعث می شود که کارهای موثری که واقعا می توانیم انجام دهیم، در سایه می ماند و انجام نمی گیرد.

بیایید بی رودرواسی صحبت کنیم. هنوز موانع زیادی در راه فعالیت مدنی ما علیه اعدام وجود دارد.

برخی دوستان صادقانه می گویند که عارشان می شود با مقامات جمهوری اسلامی صحبت کنند. احساس انزجار سیاسی از مقامات جمهوری اسلامی ایران کاملا قابل درک است. عملکرد سرکوبگرانه ی مقامات جمهوری اسلامی چنان تجربه شخصی تلخی برای بسیاری از ما آفریده که تجسم اجرای عدالت از سوی آنان را دشوار می سازد. اما این احساسی است که باید بر آن غلبه کرد تا بتوان حرکت مدنی علیه اعدام را شروع کرد.

فرض کنید زینب خواهر شما و یا محمدرضا برادر کوچکتر شما می بود، آنگاه شما با مقامات قضائی به شیوه رسمی و محترمانه وارد گفتگو نمی شدید؟ هنگامی که فرزندان سکینه نامه می نویسند و از ما می خواهند که برای نجات جان مادرشان وارد عمل شویم، به سختی می توان به آنها گفت که به خاطر احساس شخصی بسیار منفی نسبت به مقامات جمهوری اسلامی از هرگونه اقدامی در رابطه با مقامات ایران برای نجات جان مادرشان معذوریم. اما بهرحال اگر انتخاب شخصی یک نفر اینست که هرگز با مقامات ایرانی وارد گفتگو نشود، راههای دیگری هم هست. می توان با سفارتخانه های کشورهای خارجی، از جمله کشور محل زندگی مان، در ایران تماس گرفت و از آنها خواست که از مقامات ایرانی بخواهند که اجرای حکم متوقف شود.

و واقعیت دیگر این است که بسیاری از ما با زندگی روزمره درگیر هستیم، و بس مشغول.

اما اگر قرار بود سکینه را در حیاط خانه ما سنگسار کنند، آیا باز هم مشغولیت زندگی آنقدر ما را سرگرم می کرد که نسبت به قضیه بی تفاوت بودیم؟ چه فرقی می کند اگر سکینه در ده کوره ای در آذربایجان شرقی سنگسار شود یا در حیاط خانه ما؟ هر جایی که سکینه سنگسار شود، حیاط خانه ماست.

خوشبختانه حرکت ضد اعدام و سنگسار در کشور ما شروع شده و به پیش می رود. در شرایط کنونی، به خاطر شرایط خفقان شدید در کشور، حرکت منسجم و سازمان یافته جمعی در این زمینه وجود ندارد. حرکت ضد اعدام حرکت جدی و گسترده ای است که در حقیقت برآیند فعالیت های فردی تعداد زیادی از ایرانیان در نقاط مختلف داخل و خارج کشور است که در زمینه های گوناگون از جمله خبررسانی، حساس سازی افکار عمومی، آگاهی رسانی، دفاع حقوقی از متهم، و گزارش های حاشیه ای فعالیت می کنند.

جای خوشوقتی است که تعداد افراد داوطلبی که مایل هستند به نجات جان افراد محکوم به اعدام کمک کنند، روز به روز افزایش می یابد. اما گسترده کردن حرکت مدنی ضد اعدام نیازمند تلاش گسترده است. حتی اگر بخواهیم شیوه های رایج در غرب را تقلید کنیم، هنوز راه درازی در پیش داریم. تازه باید کار را از اول شروع کنیم و این راه هایی را که در غرب کاملا رایج و پیش پا افتاده است در ایران هموار سازیم و مورد استفاده قرار دهیم.

اشکال اول اینست که هنوز این پرسش برای بسیاری از ما باقی است که بطور مشخص با چه مقامات مسئولی و از طریق کدام شماره تلفن ها و یا ایمیل آدرس ها می توان تماس گرفت؟ بسیاری از شماره های تماس که روی سایت دادگستری و قوه قضائیه درج شده، دقیق نیست و به روز نشده است. هیچ راهی هم برای تشخیص اینکه آیا آدرس های ایمیل به روز است و کسی ایمیل ها را دریافت می کند یا خیر، وجود ندارد. اما به کمک هم کم کم می توانیم لیست کامل و دقیقی از شماره تلفن های مسئولین قضائی و حکومتی و نمایندگان مجلس تهیه کنیم که در دسترس همه ما باشد و در صورت نیاز و شنیدن خبر حکم اعدام یا سنگساری که هر آن ممکن است اجرا شود، بتوانیم به سرعت تماس گرفته و از آنها بخواهیم که اجرای حکم متوقف شود.

اشکال دوم که کمتر از اشکال اولی نیست، اینست که متاسفانه در سیستم قضائی ایران هر پرونده قضائی کاملا شخصی تلقی می شود و فرهنگ پاسخگویی به افکار عمومی وجود ندارد. البته چنین فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران مایه تعجب نیست. اگر شما از نزدیکان و وابستگان فرد متهم پرونده یا وکیل ایشان نباشید، معمولا پاسخ نمی گیرید. حتی دفتر روابط عمومی هم که نام آن این گمان را تداعی می کند که باید پاسخگوی افکار عمومی باشد، خود را پاسخگو نمی داند و روشن نیست که چه نقشی دارد. فرهنگ پاسخگویی به مردم و درک شیوه های کنش مدنی بقدری در میان مسئولان حکومت جمهوری اسلامی ایران ضعیف است که فرض را بر این می گذارند که شما بیکار هستید که به ایشان تلفن می کنید تا درباره کسی که هیچ نسبتی با شما ندارد با آنها بحث می کنید.

اما این فرهنگ را هم می توان تغییر داد و با افزایش فشار مدنی می توان مسئولین را وادار کرد که به افکار عمومی پاسخگو باشند.

با افزایش تعداد تماس ها مطمئنا راه ابراز نظر عمومی و اعتراض به احکام اعدام و سنگسار هموارتر خواهد شد. بهرحال همین که مسئولان قضائی بدانند که عملکرد آنها بیرون از چارچوب اداره شان بازتاب یافته است، توجه شان به اهمیت پرونده جلب می شود. به یاد داشته باشیم که در پیش نویس قانون مجازات اسلامی درج شده که اگر اجرای حکم سنگسار موجب “وهن” نظام باشد، حکم نباید اجرا شود. با افزایش فشار افکار عمومی باید وجود این “وهن” حکومت را در مقابل افکار عمومی برای مسئولان روشن کرد تا حکم اجرا نگردد. تجربه شخصی بسیاری از دوستان فعال حقوق بشر نشان می دهد که این تماس ها بیفایده نیست و می تواند تاثیرگذار باشد.

در پایین این مطلب، شماره تلفن کاخ دادگستری در تهران و نیز دادگستری تبریز که پرونده سکینه محمدی آشتیانی و ابراهیم حمیدی در آنجاست، درج شده که از طریق آنها می توانید با کمیسیون های عفو وبخشودگی مربوطه تماس بگیرید.

افزون بر آن، دوسری آدرس های تماس وجود دارد که یکی آدرس تماس با سفارتخانه های برخی کشورها در تهران است، و دیگری آدرس تماس با سفارتخانه های ایران در کشورهای دیگر، که توسط دوستان فعال حقوق بشر تهیه شده است.

از همه دوستانی که شماره تلفن های تماس با مقامات مسئول قضائی، حکومتی، و نمایندگان مجلس را می توانند تهیه کنند، خواهش می کنم که آنها را به آدرس ایمیل زیر بفرستند. مجموعه ی این شماره تلفن ها در اختیار همگان قرار خواهد گرفت تا راه تماس داوطلبان حرکت علیه اعدام هموارتر گردد و اقدامات موثرتری در این زمینه بتواند انجام پذیرد.

به امید پیروزی حرکت مدنی علیه اعدام.
سهیلا وحدتی
SoheilaVahdati AT gmail .com

*****شماره تلفن کاخ دادگستری، تهران
+98-21-38581

*****شماره دادگستری تبریز
برای تماس با کمیسیون عفو و بخشودگی مربوط به پرونده سکینه محمدی آشتیانی
+98-411-3306420

******آدرس تماس با سفارتخانه های کشورهای دیگر در تهران

Austria
Address: Chancery: No.78,3rd Floor, Argentina Sq., Tehran, Iran
Tel: +98-21-8710733,8710180
Fax: +98-21-8710778

Australia

Address: No. 13, 23rd Street, Khalid Islambuli Ave, Tehran, Iran
Telephone: +98 21 8872 4456
Fax: +98 21 8872 0484

Belgium
Address: Elahieh - 155-157 Shahid Fayyazi Avenue (Fereshteh)
16778 Teheran
P.0. Box 11365 - 115 Teheran
EMBASSY
Tel. + (98) (21) 22 04 16 17
Tel. + (98) (21) 22 04 00 73
Tel. + (98) (21) 22 04 92 47
Out of office hours in case of emergency only :
Cellphone + (98) (0) 912 105 22 01 or (98) (0) 912 132 91 93
Fax + (98) (21) 22 04 46 08
e-mail : Teheran@diplobel.be

Canada
Address: P.O.Box: 11365-4647 Chancery: Embassy of Canada No.57, Shahid Sarafraz St., Ostad Motahari Ave., Tehran, Iran
Tel: +98-21-8732623, 8732624, 8732625, 8732626
Fax: +98-21-8733202,8733549

Denmark
Address: Dr. Shariati Ave, Elahiyeh Ave., Dashti Str. 18, Tehran 19148.
Tel: +98 (21) 2264 0009
+98 (21) 2260 1363
+98 (21) 2260 7020
Fax. +98 (21) 2264 0007
thramb@um.dk

France
سفارت فرانسه
تهران، خیابان نوفل لو شتو، پلاک 85
تلفن : 08 تا 05 60 70 66 (21 98 00)
فاکس : 43/44 65 70 66 (21 98 00)

Germany
سفارت آلمان
پست الکترونیک: info@teheran.diplo.de
اطلاعات در مورد روادید، تلفن: 39991499-21-0098
دورنگار: 39991860-21-0098
دریافت وقت مصاحبه جهت ارایه درخواست روادید، تلفن: 39991499-21-0098
پست الکترونیک: termin@tehe.diplo.de
بخش مطبوعاتی سفارت، تلفن:  39991670-21-0098، دورنگار: 39991970-21-0098
بخش اقتصادی سفارت، تلفن:  39991510-21-0098، دورنگار: 39991890-21-0098
بخش فرهنگی سفارت، تلفن:  39991660-21-0098، دورنگار: 39991970-21-0098
امور اداری سفارت، تلفن:  39991710-21-0098، دورنگار: 39991890-21-0098

Italy

Embassy of Italy in Tehran
81, Neauphle Le Chateau Ave
Tehran - Iran

Tel 0098 21 66726955/6/7
Fax 0098 21 66726961
segreteria.teheran@esteri.it

Nederland

Postal address
P.O. Box 11365-138
E-mail
teh@minbuza.nl
Telephone
0098 (0) 21 2256.70.05 / 2256.70.07
0098 (0) 21 2256.69.92 (Ambassador / Counsellor)
0098 (0) 21 2256.02.12 (Economic Section)
0098 (0) 21 2256.69.91 (Visa Section)
0098 (0) 21 2255.50.94 (Agricultural Section)
Fax
0098 (0) 21 2256.69.90
0098 (0) 21 2256.02.14 (Visa Section)
0098 (0) 21 2256.02.13 (Agricultural Section)

Norway
Embassy:
Norwegian Embassy emb.tehran@mfa.no
Address:
Pasdaran Avenue, Kuhestan 8th Str., Ekhtiarieh Shomali Str. 412
Town/City:Tehran
Telephone:
+ 98 21 229 3933
Fax:+ 98 21 229 2776

Spain
Address: P.O.Box: 15875-4931 Chancery: No.76, Sarv St., Africa Exp, way, Tehran, Iran
Tel: +98-21-8787082, 8714576, 8714575, 8787083
Fax: +98-21-8724581

Sweden
Address: P.O.Box: 19575-458 Chancery: No.2, Nastaran St., Pasdaran Ave., Tehran, Iran
Tel: +98-21-2296802,2298314
Fax: +98-21-2286021

Switzerland
Address: P.O.Box: 19395-4683 Chancery: No.13/1, Boustan Ave., Elahieh Ave., Tehran, Iran
Tel: +98-21-268226,268227
Fax: +98-21-269448

UK

Address: PO Box No 11365-4474
Tehran 11344 Iran

Tel: ++ 98 21 6670 5011 - 7

Fax: ++ 98 21 6671 0761

******آدرس تماس با سفارتخانه های ایران در کشورهای دیگر

Iranian Embassies and Consulates in Other Countries:

Austria
e-mail: public@iranembassy-wien.at
Address:
Jauresgasse 9, A-1030 Wien, Österreich
Tel: 0043-1- 7122657
Fax: 0043-1-7135733

Canada
e-mail: executive@salamiran.org
website: http://www.salamiran.org
Address:
245 Metcalfe St.
Ottawa, Ontario
K2P 2K2
Canada
Tel: 613 2354726 Ext 225
Fax: 613 2325712

France
e-mail: cabinet@mfa.gov.ir
Address:
4,AVENUE D’IENA 75016 PARIS
Tel: (+33)-[0]1-40697900
Fax: (+33)-[0]1-40700157

Germany
Berlin
e-mail: press@iranbotschaft.de
website: http://www.iranembassy.de
Address:
Podbielskiallee 67, 14195 Berlin
Tel: (Kanzlei der Botschaft)
0049 (30) 84353399 & 0049 (30) 843530

Frankfurt
e-mail: info@irangk.de
website: http://www.irangk.de
Address:
Raimundstraße 90
60320 Frankfurt
Tel: 0049-(0)69 560007-0

Munich
Address:
Generalkonsulat der Islamischen Republik Iran, Mauerkircherstraße 59, 81679 München
Tel:(089) 4523 969 0
Fax:(089) 4523 969 56

Hamburg
Address:
Generalkonsulat der Islamischen Republik Iran Hamburg, Bebelallee 18 22299 Hamburg
Tel: 040 / 514 40 60
Fax: 040/ 514 40 625

Japan
e-mail: info @ iranembassyjp .org
website: http://www.iranembassyjp.org
Tel: 0081- 3-3446-8011~ 4
Fax: 0081-3-3446-9002

Mexico
e-mail: iranembmx@hotmail.com
Address:
Paseo de la Reforma No. 2-350, (Lomas Altas), Delegación Miguel Hidalgo
11950
México City
Mexico
Tel: +52-55-965399, +52-55-965771, +52-55-955576
Fax:+52-55-510731

Russia
e-mail: info@iranembassy.ru
website: http://www.iranembassy.ru

Switzerland
e-mail: iran-emb@bluewin.ch
Address:
Thunstrasse 68
3006 Bern
Suisse
Tel: local: (031) 351.0801, international: +41.31.351.0801
Fax: local: (031) 351.5652, international: +41.31.351.5652

United States
e-mail: requests@daftar.org
website: http://www.daftar.org
Address:
2209 Wisconsin Avenue, N.W.
Washington, D.C. 20007
Tel: (202) 965-4990
Fax: (202) 965-1073
------------------
گفتگو های پس از انتشار مطلب:
-------------------

عنوان : پاسخ به آقایان جمالی و ماهان
با تشکر از شما دوستان که نظر خود را نوشتید. باید بپذیریم که فرهنگ ما هنوز خیلی نقص دارد و امید است که با این بحث ها ذره به ذره پیش رود. یکی از این نقص ها این است که ترجمه درستی برای dignity نداریم. من واژه کرامت را نه به مفهوم مذهبی آن، بلکه به عنوان ترجمه مصطلح آن به کار گرفته ام. ذاتی بودن کرامت انسان به این مفهوم است که هر کسی دارای کرامت است، و کرامت جزئی از ذات انسان بودن است، صرف نظر از خصوصیات ظاهری و باورهای مذهبی و غیره. در حاشیه اضافه کنم که من و دیگر دوستان فعال حقوق بشر مدتهاست دنبال ترجمه مناسبی برای این واژه می گردیم، و هنوز نیافته ایم.

از پیشنهادشما برای استفاده از واژه ارج به جای کرامت استقبال می کنم اما امیدوارم که با بحث های بیشتر مطمئن شویم که این بهترین واژه ی جایگزین است و مفهوم را به طور کامل می رساند.

اما درباره مفهوم ارج، و نظر آقای وتس، باید بگویم که من با مفهوم مذهبی کرامت یا ارج کاری ندارم، اما معتقد هستم که این را به عنوان یک اصل و باور عمومی می توانیم و باید بپذیریم. من با این جمله که «ارج به خودی خود وجود ندارد. ارج آنجایی وجود دارد که افراد به خود و به همدیگر ارج بگذارند.» موافق هستم زیرا این یک مفهوم است، مفهومی که در ذهن ما حقیقت می یابد، و وجود مادی ندارد که خارج از فرهنگ و معنویت ما انسانها تحقق داشته باشد. اما با این جمله که «در جامعه‌ای که انسان‌ها به دلیل استبداد و تبعیض بی‌ارج‌اند، حتا اگر در متن‌های سنتی مدام از “کرامت ذاتی” سخن رود، شأن و حیثیت انسانی وجود ندارد.» موافق نیستم. مثل اینکه بگوییم حقوق بشر در جامعه ایران وجود ندارد، که درست نیست. حقوق بشر همه جا وجود دارد، و برای ما یک اصل پذیرفته شده است، اما در بسیاری موارد نقض می شود. این دلیل بر این نیست که به اصل حقوق بشر پایبند نباشیم.

اما در مورد اینکه مفهوم ارج انسان ضروری نیست و اعلامیه جهانی حقوق بشر کافی است. این مطلب مفصلی است که امیدوارم در آینده بتوانم در این باره بیشتر بنویسم و بیشتر با هم به بحث بنشینیم، اما خلاصه اینکه اینطور نیست. ارج انسان اصلی است که اگر نپذیریم، به حق زندگی، حقوق بشر، و دمکراسی به مفهوم حقوق برابر برای همه نمی توان پایبند بود.

هر انسان در جامعه انسانی دارای ارج است و این ارج هر فرد، توسط همه افراد جامعه رعایت می شود. یا دست کم امیدواریم که رعایت بشود و باور داریم که باید رعایت شود. این ارج، صرف نظر از سن، شکل و قیافه، جنس، رنگ، قوم، زبان، تمایل جنسی و خصوصیات دیگر فردی محترم است.

حقوق بشر به مفهوم یک سری حقوقی که برای همه قابل احترام است، منتج از ارج انسان است که ارج برابر به همه انسانها می دهد، صرف نظر از اینکه قاتل باشند یا قهرمان ناجی همنوعان خویش.

مفهوم ارج انسان یک مفهوم بنیادی است که پایه ی دیگر مفاهیم حقوق بشر برابر برای همه انسانهاست. شاید در فرهنگ غربی و ترجمه ی فارسی آن ما از واژه های مذهبی استفاده کرده باشیم، اما حقوق بشر یکسان برای همه یک مفهوم سکولار و جدید است. در فرهنگ مذهبی، کسی ارج بیشتری دارد که با ایمان تر باشد، نیکوکارتر باشد، به خدا نزدیک تر باشد و غیره. اما با تعریف ارج انسان، همه به یک اندازه ارج دارند و به یک اندازه از حقوق بشر بهره می برند.

با درود
سهیلا وحدتی
۲۹۲۴۲ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹

از : بهروز ماهان
عنوان : به خانوم سهیلا وحدتی: کرامت انسان :
کرامت انسان چه معانی میتواند داشته باشد و آیا به حقوق انسان وابسته است؟

سایت شما در مورد اعدام و حقوق انسان و کرامت انسانی ، خواندنی و بسیار قابل تعمق است به دوستان دیگرهم ، پیش نهاد خواندنhttp://soheila.org/Edam/indexEdam.htm آنرا دارم
در سایت دانشگاه مارگبورگ آلمان ، مقاله ای از فیلسوف آلمانی ، فرانتز ژوزف وتز در مورد کرامت انسانی وجود دارد که اگر تا کنون نخوانده اید بی مناسبت ندیدم که به شما معرفی کنم و اگر هم خوانده اید زیبا تر می شود که از آن در سایت خود استفاده کنید این مورد ،.در دوتسچه وله هم کوتاه به آن اشاره شده است ‎""http://www.dw-world.de/dw/article/۰,,۴۱۸۰۹۵۱,۰۰.html

اندیشمندان ایرانی ، کلمات : شان ، کرامت ، ارج ، حیثیت ، ارزش ، در مقابل کلمه خارجی dignity آورده اند که کلمه ‎""کرامت ‎""به دلیل مفهوم لغوی آن (کرم ، بخشش ، هبه، عفو و از این قبیل مفاهیم ) ، کمتر به معادل dignity یا معادل آلمانی آن یعنی würde قرار میگیرد
.در این مورد مثال زیبایی است که از حوصله این مقاله خارج است ( بهس ارزشمندی گل بدون گلدان و یا ارزشمندی گلدان بدون گل و یا گل با گلدانش و مشخست گل و گلدان و کمی و کیفی ....آن )
این مفهوم dignity در مقدمه اعلامیه حقوق بشر و نیز به برخی قانون‌‌های اساسی، از جمله قانون اساسی آلمان نیز راه یافته است و با پاسداشت بی‌چون‌وچرای ارج انسانی آغاز می‌شود که هم اکنون منتقدانی جدی دارد

فرانتز وتس در کتاب خود میگوید که مفهوم “ارج انسانی” (یا “کرامت ذاتی” و همانندهای آن)، بسی ناروشن است و بر سر تعریف آن هیچ توافقی وجود ندارد.

او میگوید :«اگر چه همگی با صدای بلند وفاداری خود را به اصل پایه‌ای ارج انسانی اعلام می‌کنیم، اما کمتر کسی می‌داند که منظور از آن چیست و در یک موقعیت حاد این عبارت زیبا به چه چیزی می‌تواند متکی باشد.»

به نظر من هم، اینکه میخواهیم برای انسان ، حقوقی مانند ۳۰ اصل حقوق بشر قائل شویم که تا قبل ازجنگ جهانی وجود نداشته است لزومی ندارد که به چیزی به نام کرامت یا شأن انسانی دست آویز کنیم که تعریف مشخصی هم ندارد مستقیما میتوان این حقوق را که شامل همه انسانها میشود در یک توافق جهانی و بشری حاصل کرد تجربه تاریخی نشان داده شده که این حقوق چه کمی چه کیفی دائم در حال افزایش و ارتقا است حقوق انسان ها بستگی مستقیم به درک و شعور و درجه علمی و دانش اندوخته اش دارد همانطور که علم ، فلسفه و دیگر علوم سیر صعودی دارد حقوق انسان نیز به موازات آن پیش میرود حقوق انسان ، ثابت نمیتواند باشد اگر بخواهیم با تعریف کرامت انسانی ، برای انسان ، حقوقی قائل شویم دچار همان خطایی میشویم که ادیان پیش از آن کرده اند ادیان مجموعه دستوراتی از آسمان برای انسان آورده ، و ادعا کرده اند که به منظور “"به کرامت رساندن انسان"” بوده است. .

نکته دیگر اینکه ۳۰ اصل حقوق بشر کنونی اگر چه یک بیانیه انسانی وجهان کنونی و ارزشمند و رهایی بخش برای بسیاری ازمردمان کشورها از چنگال استبداد است و اگرچه هم اکنون شاید، مواد آن از سطح متوسط حقوق اکثر کشور ها بالاتر باشد اما بعید نیست که در چند سال آینده مورد باز بینی مجدد نشود و اصلی به آن افزوده نشود و یا بعضی ازاصل های آن مانند اصل ۱۷ :( مالکیت فردی که تا چه اندازه باشد ) اصلاح نشود چنانچه هم اکنون همه, این ۳۰ اصل را , در کشورهای خود با یک طریق اجرا نمی کنند بعضی ها هم که مثل عربستان قبول ندارند و بعضی ها هم مثل ایران, علیرقم اینکه امضا کرده اند به حقوق اسلامی التزام دارند و نه به حقوق انسانی .

فرانتز وتز پیش نهاد حذف کلمه کرامت را از قانون اساسی آلمان و از حقوق بشر دارد ایشان ریشه این کلمه را در دین های سامی ، یهودی ، مسیحی و اسلامی میبیند

در اینجا مفید میدانم که از ترجمه آقای نیکجو ، در روشن شدن نظرات فرانتز وتز استفاده بریم
وتس معتقد است که “ارج انسانی” ارزش فرهنگی‌ای است که در میان فرهنگ‌های مختلف جهان توافقی بر روی آن وجود ندارد.اما حقوق انسان میتواند با توافق برای همگان شود

وتز میگوید : این را که نبایستی انسانی را رنج داد، شکنجه کرد، مورد تبعیض قرار داد و نظایر اینها، برای هر انسان متعارفی درک‌ شدنی و پذیرفتنی است. برای پذیرش هنجارهای دموکراتیک، حتما لازم نیست به باورهایی بگرویم، که باری ماوراءالطبیعی‌ دارند و در نهایت به دین خاصی در فرهنگ تاریخی خاصی برمی‌گردند.

به نظر وتس ، باور به “کرامت ذاتی” به حوزه‌های اعتقادات شخصی تعلق دارد و کشور های سکولار ویا دولت های متعهد به حقوق بشری ، باید آنرا به حوزه اعتقادت جامعه وارد نکنند .

او در مصاحبه با نشریه‌ی “بحثگاه ماربورگ” می‌گوید: که «ارج به خودی خود وجود ندارد. ارج آنجایی وجود دارد که افراد به خود و به همدیگر ارج بگذارند.»

در جامعه‌ای که انسان‌ها به دلیل استبداد و تبعیض بی‌ارج‌اند، حتا اگر در متن‌های سنتی مدام از “کرامت ذاتی” سخن رود، شأن و حیثیت انسانی وجود ندارد.

این ها دلایلی است که نشان میدهد حقوق انسان را نمیتوان به کرامت و از این قبیل کلمات که ریشه در دین های سامی دارند واسطه کرد لذا باز تاکید میکنم که به نظر من حقوق انسان ، مستقیم و بی واسطه و برابر هستند وهمانطور که مانند اصل ۲ ، به نژاد ، به رنگ ، به جنس، به مذهب ، به دین ، به عقیده خاصی ، به وضع اجتماعی ، ولادت و ... وابسته نیست به هر چیز دیگری هم حتا به کرامت وابسته نباید باشد همه انسانها از حقوق بشر بدون واسطه و مستقیم برخوردارند .از دوستان تشکر میکنم که نظرات خود را در میان بگذراند
۲۹۲٣٣ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹

از : منوچهر جمالی
عنوان : ارج انسانی ، به جای کرامت انسانی
کرامت انسانی ، اصطلاحی برضد اصطلاح diignity درانگلیسی و Würdeدرآلمانی است . این الله است که به انسان کرامت میدهد . انسان، تابع ومخلوق الله میماند. درحالیکه بحث از اصالت ( ازخو دبودن ، یاخویشتن ، حق تعیین خود را داشتن » است که با کرامتی که الله میدهد، سازگارنیست . درفرهنگ ایران ، به اصالت انسان ، « ارج » میگویند . انسان ارجمند است ، یعنی اصالت دارد . خودش ، خداهست . خودش ، به خودش، صورت میدهد . خودش ، معیارو اندازه حکومت هست . چون « ارج » نام خود سیمرغ یا « ارتای خوشه » است و تخم ِ خود خوشه خداهست که گوهرهرانسانی است . درهرانسانی ، تخم خود خدا هست و انسان همانقدر اصالت دارد که بُن جهان هستی دارد . مجموعه انسانها ، باهم خدایند و قانونگذار وحکومت هستند . خدائی فراسوی آن نیست .این فرهنگ ایرانست که هرانسانی را همسرشت با خدا با خود ِ خدا میداند و نیاز به هیج واسطه و پیامبر و رسولی را نمی پذیرد . خواستن « ارج انسانی » با خواستن « کرامت ازالله » فرق کلی دارد .
۲۹۲٣۰ - تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱٣٨۹

از : سهیلا وحدتی
عنوان : درباره کرامت انسانی
کرامت انسانی همان ترجمه dignityاست که به معنای حق ذاتی برخورداری از احترام است. طبیعی است که همه انسانها دارای این حق هستند. کسی که مرتکب قتل و جنایت می شود، از هیتلر گرفته تا صدام و یا هر قاتل، این حق را نقض می کند. اما آیا ما هم باید مثل آنها رفتار کرده و حق زندگی و کرامت انسان را نقض کنیم؟ نکته اصلی اینجاست که کرامت انسانی را در مورد همه انسانها بپذیریم. حالا اگر فردی مرتکب جنایت شد، با حفظ احترام به کرامت و حق زندگی او، برایش مجازات تعیین می کنیم و به او حبس ابد یا زندانی طولانی مدت می دهیم.

نکته مهمی که باید آشکار شود اینست که اگر قتل را با قتل پاسخ دهیم، یعنی با قاتل مثل خودش رفتار کرده ایم، یعنی ما هم عمل قتل را تکرار می کنیم و دست کمی از همان قاتلی که برای جنایت سرزنش و محاکمه اش می کنیم، نداریم.

مجازات اعدام، یا در حقیقت قتل یک مجرم، مجازات بدنی است. دنیا به جایی رسیده که مجازات بدنی باید منسوخ شود. مجازات بدنی همان فرهنگی است که می گوید دست دزد را باید برید، چشم در مقابل چشم، و نفس در مقابل نفس باید قصاص شود. باید از این فرهنگ خشونت مقابله به مثل عبور کنیم.

دشوار است، کار فرهنگی درازمدت می طلبد، اما تنها راهی است که ما را به آینده ای بهتر می رساند.
۲۹۱۶٨ - تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱٣٨۹

از : سهیلا وحدتی
عنوان : درباره کرامت انسانی
کرامت انسانی همان ترجمه dignityاست که به معنای حق ذاتی برخورداری از احترام است. طبیعی است که همه انسانها دارای این حق هستند. کسی که مرتکب قتل و جنایت می شود، از هیتلر گرفته تا صدام و یا هر قاتل، این حق را نقض می کند. اما آیا ما هم باید مثل آنها رفتار کرده و حق زندگی و کرامت انسان را نقض کنیم؟ نکته اصلی اینجاست که کرامت انسانی را در مورد همه انسانها بپذیریم. حالا اگر فردی مرتکب جنایت شد، با حفظ احترام به کرامت و حق زندگی او، برایش مجازات تعیین می کنیم و به او حبس ابد یا زندانی طولانی مدت می دهیم.

نکته مهمی که باید آشکار شود اینست که اگر قتل را با قتل پاسخ دهیم، یعنی با قاتل مثل خودش رفتار کرده ایم، یعنی ما هم عمل قتل را تکرار می کنیم و دست کمی از همان قاتلی که برای جنایت سرزنش و محاکمه اش می کنیم، نداریم.

مجازات اعدام، یا در حقیقت قتل یک مجرم، مجازات بدنی است. دنیا به جایی رسیده که مجازات بدنی باید منسوخ شود. مجازات بدنی همان فرهنگی است که می گوید دست دزد را باید برید، چشم در مقابل چشم، و نفس در مقابل نفس باید قصاص شود. باید از این فرهنگ خشونت مقابله به مثل عبور کنیم.

دشوار است، کار فرهنگی درازمدت می طلبد، اما تنها راهی است که ما را به آینده ای بهتر می رساند.
۲۹۱۵۶ - تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱٣٨۹

از : peerooz
عنوان : کرامت انسانی
سرکار خانم وحدتی،
ممنون از جواب شما. امیدوارم کنجکاوی مرا حمل بر جدال نفرمایید ، که اگر قصد جدال داشتم با صاحب نظری چون شما که ظاهرا در این موضوع “ حرفه ای” هستید در نمی افتادم. بنده هنوز عقیده قطعی در مورد اعدام ندارم و جستجو گرم و اینرا تنها با سوال میتوان حل کرد. به سایت اعدام چیست رجوع کردم و دو مقاله کرامت انسان و تقدم کرامت انسان بر آزادی برایم جالب بود و به ویژه مقاله آقای علی محمد طباطبای در نقد نوشته “ س. بنا “ که ظاهرا باید شما باشید.
“باید به خاطر ارزش به نفس خویش، کرامت ذاتی انسان را پاس بداریم. باید از خود بپرسیم: تا هنگامی که ما کرامت انسان های دیگر را انکار می کنیم، تا هنگامی که انسان هایی را با اعدام و جنگ و خشونت نابود می کنیم و به قتل می رسانیم، چگونه می توانیم ادعا کنیم که کرامت انسانی خود را ارج می گذاریم؟”.
‎"یک سری از حقوق بشر، حقوق طبیعی است و از هنگام تولد با اوست و تا دم مرگ با او خواهد بود و صرف نظر از روابط اجتماعی و شیوه زندگی فردی و جمعی، همواره توسط همه مورد احترام است، مانند حق زندگی. این حقوق بر اساس احترام به کرامت انسان استوار است و قابل سلب نیست. هیچ شخص حقیقی یا حقوقی نمی تواند، ولو به نام منافع جمعی یا امنیت ملی، حق زندگی را از دیگری سلب نموده و او را اعدام نماید.”.
‎” بدون درک اهمیت و ضرورت احترام به کرامت انسان نمی توان حقوق بشر را درک کرد و پذیرفت‎”.( پایان نقل قول ها از دو مقاله فوق ).
آیا کرامت انسانی ما فقط شامل جانیان و قاتلان میشود و یا مقتولین بی گناه هم باید از کرامت انسانی بر خوردار شده بودند؟ و همانطور که آقای طباطبایی اشاره کردند چون به باور شما کشتار هر انسان به هر علتی خلاف اصول حقوق بشریست آیا باید از خود دفاع نکرده و به خاطر کرامت انسانی بگذاریم مردم ما را بکشند ؟ شما خط فاصل بین دفاع در مقابل جانیان بالفطره و دشمنان بی رحم (مثلا صدام و هیتلر) و کشتن بیکناهان را چه طور ترسیم میکنید؟ یا فرقی نمیکند و هردو قتل نفس اند
من فکر میکنم که با این طرز تفکر ما حقوق بشری مقتولین بی گناه را فدای حقوق بشری جانیان و جنایت کاران و آدم کش ها میکنیم و آنها را تشویق به تکرار جنایات خود مینمایم و جنایت های مکرری که به وسیله جانیانی که از دانشگاه جنایی ( زندان ) آزاد شده اند صورت میگیرد حاکی از این حقیقت است . البته این موضوع در این چند خط نمیگنجد و این سخن پایان ندارد.
تبصره : برای کلمه دیگنیتی کلمه فارسی گویایی نداریم و ظاهرا منظور شما از کرامت بزرگی و وقار و شرافت و یا ترکیبی از آنهاست نه بخشیدن و گذشت.
۲۹۱۵۴ - تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱٣٨۹

از : سهیلا وحدتی
عنوان : پاسخ به پیروز
در پاسخ شما باید بگویم که همه آدمها حق زندگی دارند و کرامت همه انسانها به یک اندازه با ارزش است. به طور خلاصه، اگر ما اعدام کنیم، ما هم تبدیل می شویم به قاتل!
برخی از مفاهیم را در پاسخ به پرسش شما پیشتر توضیح داده ام:
http://soheila.org/Edam/indexEdam.htm
امیدوارم فرصت کنید و نگاهی بیندازید.
اما تلاش می کنم در آینده در این مورد مشخص که اعدام مردان قاتل هم به اندازه ی اعدام زنان و کودکان کریه است، بیشتر بنویسم.
با درود
سهیلا وحدتی
۲۹۱۲٨ - تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱٣٨۹

از : peerooz
عنوان : مقتول دستگیر و قاتل نجات یافت ؟
سرکار خانم وحدتی،
زحمات و کوشش های شما در راه آشنا ساختن ما با سازمان های شناخته شده بین المللی و استفاده از آنها جهت بهبود اوضاع قابل تقدیس است. علت تصدیع ، بکار بردن سنگسار و اعدام کودکان و اعدام به طورکلی در یک جمله است. بنده فکر میکنم که مخالفت با حکم اول و دوم در دنیا و شاید در ایران صد در صد باشد ولی مخالفت با اعدام بطور کلی ، گر چه عقیده شما محترم است ، از چنین اقبالی بر خوردار نیست و توام کردن اینها سبب تضعیف جنبش ضد سنگسار میگردد.
در نظر خیلی ها چگونه میتوان تلاش برای نجات جان کودکی که به اعدام محکوم است را با تلاش برای جان جانیانی که پلیسی را در حین انجام وظیفه کشته اند یا جانیانی که دختر یا پسر بچه ای را بعد از تجاوز مقتول کرده اند یکسان دانست؟ منظور من اعترا ض به دل رحمانی که مقتول را دستگیر و قاتل را از مرگ نجات میدهند نیست. آنها در اظهار عقاید خود آزادند. منظور اینست که اینها دو موضوع مختلفند و موافقان و مخالفان گوناگون دارند و همه را نمیشود در یک سبد گذاشت و از یکی برای تقویت دیگری استفاده و یا سوء استفاده کرد.
۲۹۱۰۶ - تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱٣٨۹

تعدادی از آخرین یادداشت ها