سهیلا وحدتی بنا
زنان،موانع و راهکارهای پیش رو در گفتگو با سهیلا وحدتی
ادوارنیوز: در خصوص 8 مارس به گفتگوی با خانم سهیلا وحدتی، فعال حوزه زنان و مترجم ساکن در امریکا پرداختیم:ادوارنیوز: جنبش زنان به عنوان بخشی فعال از جنبش جامعه مدنی ایران در طول ماه های اخیر با برخوردهای خشونت بار، محاکمه و زندان و جریمه روبرو شده است. کار به جایی رسیده که حتا برای امضاء جمع کردن برای بیانیه کمپین یک میلیون امضاء که در واقع نظرسنجی از مردم و جلب نظر شهروندان به تغییر قوانینی که عمدتا در حوزه قوانین خانواده است و آموزش قوانین موجود به آنان، اتهامات سنگینی همچون اقدام علیه امنیت ملی، یا تبلیغ علیه نظام مطرح شده است. در چنین شرایطی، چه راه کارهایی برای تداوم فعالیت کنشگران جنبش زنان، به ویژه جنبش یک میلیون امضاء متصور است؟
کمپین یک میلیون امضا حرکتی آگاهانه است که اصولیترین خواستههای زنان ایرانی را فرموله کرده و این خواستهها را نه تنها به صدای بلند مطرح میکند، بلکه آنها را به درون جامعه برده و زنان را با طرح خواستههایشان به شکل حقوقی آشنا میکند. کمپین با هرگام به جلو تجربه بیشتری کسب کرده و با تشکیل شاخههای جدید و مستقل آهسته و پیوسته به حرکت خویش ادامه میدهد و کمکم به جنبشی جدی برای برابری حقوقی زنان تبدیل میشود. شاید از آنجاییکه این کمپین تاکنون بسیار موفق عمل کرده است، موجب هراس و نگرانی برخی مقامات حکومتی شده است. برابری حقوقی زن و مرد ضرورت اجتماعی و نیاز دوران ماست که نه تنها مورد حمایت قشر روشنفکر جامعه – اعم از زن و مرد – قرار گرفته، بلکه اکنون به تدریج به خواستهی آگاهانهی قشروسیعی از زنان شهرنشین کشور تبدیل میشود. به حرکت درآوردن قشرهای وسیع اجتماعی یکی از قابلیتهای انقلاب ۱۳۵۷ بوده و حکومت مایل است که این قابلیت را در اختیار انحصاری خود داشته باشد. از همین روست که روزنامه کیهان مطرح میکند که تبعیض حقوقی علیه زنان را پایان دهیم تا بهانه به دست فمینیستها نیافتد.
به نظر میرسد که زنان فعال ایرانی همانند آب روانی که در سنگلاخها مسیر طبیعی خود را مییابد، با وجود همه مشکلاتی که شرایط سیاسی حاکم در مقابل ایشان قرار میدهد، راه حرکت خود را یافته و خیلی موفق عمل میکنند. راهکار عمده برای تداوم فعالیت کنشگران جنبش زنان، غیرسیاسی عمل کردن است به این معنا که هدفهای خود را فدای هدفها و جهتگیریهای سیاسی گروههای مختلف نکرده و همواره اولویت حقوق زنان را در نظر بگیرند. کنشگران جنبش زنان برای کسب امتیاز باید بتوانند بدون داشتن موضع سیاسی عمل کرده و از جبههگیری سیاسی بپرهیزند و در عین حال در صورت امکان با هر گروه و مقام سیاسی و حکومتی وارد گفتگو شوند و به نفع حقوق زنان امتیاز بگیرند. و البته این در صورتی امکانپذیر است که پشتوانه اجتماعی محکمی داشته باشند و بتوانند در مذاکره برای کسب امتیاز به نفع زنان و ارتقای حقوق و جایگاه اجتماعی زنان از موضع قدرتی متناسب با پایگاه اجتماعی خویش وارد مذاکره شوند.
ادوارنیوز:عوامل موثر که در یکی دو سال اخیر باعث گسترش خواسته های حقوق زنان شده است را در چه می بینید؟
به نظر میرسد کنشگران جنبش زنان راههای گوناگون مبارزه را تجربه کرده و در عمل به راههای موفقیتآمیز نزدیکتر میشوند. زنان ایران از تبعیض و خشونت همواره رنج برده و هنوز هم میبرند. در گذشته شاید صدای اعتراض به خشونت و تبعیض علیه زنان بیشتر در حد همان اعتراض باقی مانده بود، ولی اکنون شاهدیم که این اعتراض همراه با یک راهکار عملی بصورت انتقاد سازنده مطرح میشود. اولین مرحله شاید مرحله حسی و احساس درد بود که با فریادهای ناشی از درد همراه بود، که شاید مرحله شناخت درد اجتماعی و ابعاد گسترده آن بود. مرحله بعد، مرحلهی کنونی است که فاز آگاهانهی مبارزه برای درمان درد است که با فرموله کردن خواستهها و روند آرام مبارزه اجتماعی برای بهبود وضعیت موجود ادامه مییابد. این مبارزهی آگاهانه برای تحقق خواستهها آغاز یک حرکت اجتماعی است که توان رشد دارد زیرا با شناخت از نیروی خویش و مشکلات موجود به پیش میرود، در عمل انعطافپذیر است و راههای گوناگون مبارزه را برای بدست آوردن خواستهها میآزماید .
ادوارنیوز:شما به عنوان یک فعال حقوق بشری- سیاسی ، نقاط ضعف و اشکالات روشی یا استراتژیک جنبش زنان را حول چه موضوعات و مسائلی شناسایی می کنید؟
فعالان جنبش زنان گاه به اشتباه «جنبش زنان» خوانده میشوند. جنبش زنان یک حرکت اجتماعی است که در جامعه ما وجود دارد، اما بطور خودجوش و بدون رهبری در جامعه به پیش میرود. جنبش زنان در کشور ما بسیار قدرتمند است و چه بسا در آیندهی نزدیک پرچمدار جنبش زنان در منطقه باشد. اگر در سطح زندگی فردی به زنهای ایرانی نگاه کنید میبینید که خواستههای آنها رشد کرده و به موقعیت ایستا و سنتی زن خانواده قانع نیستند، بلکه تصمیمگیری فردی نقش بزرگی در زندگی آنان ایفا میکند و بدنبال رشد فردی خویش هستند. در همین راستاست که مراکز آموزش عالی را تقریبا تسخیر کردهاند و رو به سوی بازار کار دارند و این حرکت از خانه به سوی بازار کار طبیعتا حرکت به سوی مراکز قدرت و مدیریت اجتماعی را نیز در پی خواهد داشت و بدینترتیب رشد فردی زنان در مقیاس جامعه، تغییرات بزرگ اجتماعی را درپی خواهد داشت. نقاط ضعفی که در حرکتهای آگاهانه توسط کنشگران جنبش زنان مشاهده میشود، بطور عمده ناشی از شرایط خفقان و سانسور در کشور است که باعث میشود کنشگری با هزینهی بالا همراه باشد. افزون برآن، نتیجهی کنش اجتماعی تضمین شده و حتی قابل اندازه گیری نیست. شاید از همین رو بسیاری از زنان کنشگر راهکارهای اجتماعی دیگری را که کاملا دور از میدان سیاست است برای خود برمیگزینند. فعالیت در سازمانهای نیکوکاری یکی از این راهکارهایی ست که هزینهی سیاسی ندارد و دارای نتیجهی عمل مشخص و ملموس است و زنان را جلب میکند.
به دلیل این خفقان و فشار موجود، شاید برشمردن اشکالات زیر عنوان نقاط ضعف و اشکالات منصفانه نباشد. اما بهرحال با نگاهی واقع بینانه و بدور از قضاوت شاید بتوان به این موضوع پرداخت. در حال حاضر، فشار برروی کنشگران بقدری زیاد است که افراد اندکی حاضر به مشارکت جمعی هستند، و در نتیجه تجربه حرکت جمعی هنوز نوپاست. وقتی که حرکت جمعی گسترده وجود ندارد، تجربه جمعی انباشه نمیشود، خردجمعی ورزیده نمیشود، و فرد نقش با اهمیتی مییابد. از آنجایی که توان حکومت برای مانور در مقابله با فرد خیلی بیشتر است، آسیب پذیری حرکتی که نقش فرد در آن بسیار برجسته است نیز شدیدتر است چرا که حکومت بسادگی میتواند در شطرنج قدرت و فشار روی فرد پیروز شود. برای کاهش احتمال اینگونه آسیب پذیری، کنشگران جنبش زنان باید در پی ارتباط بیشتر با بدنهی جنبش زنان قرار بگیرند. حرکت جمعی میتواند گستردهتر شود حتی اگر به قیمت آرامش ظاهری حرکت تمام شود. یکی از شیوههای بسیار موفق کار کمپین یک میلیون امضا گستردهتر کردن حوزه فعالان کمپین است که پاسخ مناسبی به این دست مشکلات است.
از سوی دیگر کنشگرانی که آگاهانه مبارزه میکنند، باید برنامه استراتژیک روشنی داشته باشند. مرحله پس از ارائهی راه حل و جلب توجه عموم و پشتیبانی گسترده برای آن راه حل، راهکارهای عملی تحقق برابری حقوق و دیگر خواستهها است. از اکنون باید مد نظر داشت که گام بعدی پس از فرموله کردن خواستهها و جلب پشتیبانی اجتماعی برای این خواستهها چیست.
ادوارنیوز:به نظر شما چرا فعالیت برای اصلاح قوانین خانواده (مطالبات حداقلی) که این گونه در افکار عمومی مشروعیت و منزلت دارد، حاکمیت این چنین واکنش های تند و نامتناسبی نشان می دهد؟ آیا مشکل در ساختار نظام سیاسی یا رفتار مدنی فعالان جنبش زنان یا عوامل دیگری است؟
مشکل حاکمیت با خواستههای زنان به نظر میرسد از دو جهت است. یکی اینکه تندروها با خواستههای برابری حقوقی زن و مرد راحت کنار نمیآیند، و دیگر اینکه حرکت فعالان جنبش زنان از سوی نیروهای اپوزیسیون خارج کشور مورد حمایت و تشویق فراوان قرار گرفته است. روزنامه کیهان حتی ادعا کرده است که براندازان نرم به اینگونه حرکتهای مدنی دل بستهاند. در نتیجه، حکومت که ترجیح میدهد اپوزیسیون را خلع سلاح کند، به این نتیجه رسیده است که بهتر است ابتکار عمل را در زمینه حقوق زنان در دست بگیرد و پیشگام اقداماتی چون افزایش ارثبری زن از شوهر باشد. اما متاسفانه اقدامات حکومتی در زمینه حقوقی بسیار سطحی و اندک است و حتی همین میزان اندک هم به خاطر فشاری است که از سوی زنان جامعه و فعالان جنبش زنان احساس میکند. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی خود را پرچمدار حقوق زنان مسلمان در جهان میداند و با فرستادن نمایندگان زن به کشورهای گوناگون میخواهد نشان دهد که زنان در جمهوری اسلامی ایران دارای قدرت سیاسی هستند. اما حداکثر موفقیت در این زمینه این است که نشان دهند حجاب مانع از بدست گرفتن قدرت سیاسی توسط زنان نیست. و همین ادعاها باعث میشود که حکومت در عمل خود را مجبور ببیند که برخی گامهایی را به نفع برابری حقوقی زن و مرد در جامعه بردارد چرا که ادعاهای بزرگی که در سطح جهان مطرح میکند با واقعیت درون جامعه بسیار ناسازگار است و این کنشگران جنبش زنان هستند که این تناقض شدید و ناسازگاری را به جهان نشان میدهند.
چه ویز گی خاصی در جنبش زنان وجود دارد که آن را نسبت به جنبش های دیگر اجتماعی مانند جنبش دانشجویی یا سندیکایی متمایز می سازد؟ البته بی شک منظور تفاوت در مطالبات آنان نیست بلکه در شیوه و حرکت جنبش های مختلف (مثل جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش سندیکایی) چه تفاوت هایی وجود دارد؟ و به نظر شما آیا ویژگی های مثبتی در جنبش های اجتماعی دیگر می بینید که جنبش زنان فاقد آن است و باید برای حرکت خود آن را کسب کند؟
یک ویژگی مهم جنبش زنان این است که بدنه آن نیمی از جمعیت کشور را در سنین گوناگون و در قشرهای اجتماعی مختلف در برمیگیرد. زنان با انتخاب خود به این جنبش نپیوستهاند، بلکه در بطن این جنبش بدنیا آمدهاند. گرچه زن بودن را انتخاب نکردهاند، اما مسائل زنان را در زندگی خود بطور ملموس احساس میکنند. در جنبش دانشجویی افراد امروز دانشجو هستند و فردا فارغالتحصیل میشوند، جنبش سندیکایی شامل کسانی است که حرفه خاصی را برگزیدهاند و بدنبال حقوق صنفی خود هستند. اما جنبش زنان از قشر بسیار وسیعی تشکیل شده که با انتخاب فردی تغییر نمیکند، دراز مدت است، تجربه میاندوزد، و پرتوان به جلو میرود. نکته مهم دیگر اینکه مسائل عمدهی زنان در همه جای دنیا مشترک است، و تجربههای مبارزاتی، تئوری مبارزه و شیوههای مبارزه نیز براحتی قابل انتقال است. گرچه فمینیسم بومی در هر جامعهای برای خودش رشد میکند و تئوری را به شکل ظرف مشخص اجتماعی-فرهنگی-سیاسی جامعه خود درمیآورد اما جنبش زنان بخشی از یک جنبش بزرگ جهانی است که خواستههای آن توسط مسئولین حکومتی در بسیاری از کشورهای جهان و نهادهای بینالمللی همچون سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده است. منشورهای بینالمللی برای این جنبش وجود دارد، و سازمانهای دولتی و غیردولتی فراوانی در سراسر جهان روی شیوههای تحقق این خواستهها فعالیت میکنند. جنبش زنان سابقه مبارزاتی دیرینهای دارد، و حرکت آن تا زمانهای دور آینده ادامه خواهد یافت، تا زمانی که دیگر نیازی به روز بزرگداشت زنان نداشته باشیم. تا زمانی که هر زنی تنها با توجه به جنس خود زن شناخته شود، و نه جنسیت خود.
از سوی دیگر البته باید در نظر داشت که جنبشی بدین گستردگی به راحتی سازماندهی نمیپذیرد، تکثرگراست، خواستهای فراوان دارد، و حتی درک و شناخت آن براحتی امکان پذیر نیست. در حالیکه جنبش دانشجویی یا سندیکایی مرکب از افراد بالغی است که با آگاهی آموزش عالی یا حرفهای را برگزیده و با درک نسبتا روشن از کاستیها و خواستههای مشخص خود به مبارزه صنفی و سندیکایی روی آوردهاند.
ادوارنیوز:با توجه به اینکه فعالان جنبش زنان عموما فعالیت خود را بر جمع آوری امضا و سپس ارایه آن به پارلمان جهت تغییر قوانین متمرکز می کنند به نظر شما ساختار حقوقی-سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی تا چه اندازه قابلیت انعطاف در قبال این خواسته ها را دارد؛ از سوی دیگر با توجه به درهم تنیدگی بسیاری از قوانین موضوعه با فقه اسلام ، تا چه اندازه می توان به انعطاف فقهی در باب حقوق زنان امیدوار بود؟
قابلیت انعطاف ساختار حقوقی-سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی بستگی مستقیم با میزان فشاری دارد که برآن وارد میآید. اصولا فقه اسلامی شیعه بر همین پایه استوار است که باید با زندگی روزمره پیش رفت و تجربه بخوبی نشان داده است که هیچیک از قوانین غیرقابل تغییر نیست، بلکه هرکدام به یک میزان فشار اجتماعی معین نیاز دارد تا تغییر کند. و این وظیفه جنبش زنان است که با فشار اجتماعی حکومت را به پذیرش اینگونه تغییرها و از جمله تضمین برابری حقوقی زن و مرد وادار کند. اما تفحص در راههای انعطاف فقهی وظیفهی ما نیست، بلکه وظیفه کسانی است که به فقه اسلامی پایبندند.
Next entry: زنی که زیارتگاه ساخت
Previous entry: مصاحبه با نویسنده کتاب «زنی از کرمان»